چند خبر کارگری/مدنی/دانشجویی…

بدست admin • ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ • دسته: اخبار

روز چهارشنبه ۲۰ خردادماه ۸۸ در شهر مهاباد، درگیری‌هایی میان کارگران شرکت ساختمانی “کاردوک” و ماموران شهرداری به وقوع پیوست.
علت این درگیری که چند تن از کارگران در آن زخمی شدند، اخراج برخی از کارگران از کار بود. همچنین در همین روزشمار تعداد زیادی از نیروهای سرکوب گر انتظامی، و نیروهای اطلاعاتی در اکثر محلات و معابر مهاباد مستقر شدند. تعدادی از این نیروها در حوالی ستادهای تبلیغاتی نامزدهای ریاست جمهوری مستقر شده بودند و عبور و مرور مردم به ویژه جوانان را کنترل می‌کردند.
بنا به گزارش‌های دریافتی صبح روز پنج شنبه ۲۱ خرداد ماه کارگران سد اشنویه به علت عدم حقوق دو ماهه خود دست از کار کشیدند و اعتصاب کردند.
این امر در حالی صورت می‌گیرد که کارگران طی هفته گذشته بارها به مسوولین هشدار داده بودند که در صورت عدم دریافت حقوق خود اعتصاب خواهند کرد.
این کارگران به شدت نسبت به وضع بوجود آمده معترض هستند و اعلام کردند تا حقوق خود را دریافت نکنند، کار نخواهند کرد.
——————————————————————————-
.مرگ دو کارگر هنگام کار
دو کارگر حین انجام کار در ساختمانى نیمه کاره و حفارى چاه جان خود را از دست دادند.در حادثه اول بر اثر فرو ریختن ده ها شاخه تیرآهن هنگام تخلیه در ساختمان در حال ساخت، کارگر جوان زیر تیرآهن ها جان داد.ستاد فرماندهى سازمان آتش نشانى پس از آگاهى از این حادثه ساعت ۳۷/۸ دیروز آتش نشانان دو ایستگاه را به محل حادثه در جنت آباد شمالی، خیابان بهارستان فرستاد.افشار حامدى رئیس ایستگاه ۵۵ که در محل حادثه حضور داشت، گفت؛ این تیرآهن ها در محل ساختمان در حال ساخت و روى پایه هاى موقت در حال تخلیه بود که بر اثر فروپاشى پایه هاى موقت، ده ها شاخه تیرآهن روى کارگر جوانى که زیر آن مشغول کار بود، فرو ریخت.وى افزود؛ آتش نشانان براى جلوگیرى از حوادث احتمالى هنگام خارج کردن جسد ابتدا با استفاده از جرثقیل و مهار تیرهاى فروپاشیده با دقت آنها را جابه جا و سپس جسد را از زیر شاخه هاى تیرآهن خارج کردند.در حادثه دوم حفارى غیراصولى چاه جدید در مجاورت چاه فاضلاب یک واحد مسکونی، منجر به مرگ چاه کن شد. این حادثه ساعت ۴۷/۱۴ به سامانه ۱۲۵ اعلام شد و امدادگران به بلوار فرحزادی، خیابان طاهرخانی، خیابان یاران رفتند.ناصر صفرخانى رئیس ایستگاه ۲۵ آتش نشانى که در محل حادثه حضور داشت، گفت؛ مالک این واحد مسکونى براى حفر چاه جدید در خارج از منزل خود اقدام کرده بود و کارگر چاه کن پس از حفر ۱۰ متر چاه شروع به زدن کلنگ براى انبارى آن کرد که دیواره چاه ترکید و فضولات چاه داخل منزل ناگهان وارد چاه در حال حفر شد و مرگ آنى کارگر را رقم زد.صفرخانى افزود؛ آتش نشانان پس از ایمن سازى کامل اطراف چاه و تخلیه فاضلاب درون چاه جدید، عملیات خود را آغاز کردند و یکى از آتش نشانان با استفاده از دستگاه تنفسى و طناب به عمق چاه رفت و جسد چاه کن به بیرون از چاه منتقل شد.
——————————————————————————–
۲۱خرداد :صدور حکم سنگین برای یک دانشجو
وبلاگ فعالین حقوق بشر و دموکراسی خبر از محکومیت خانم معصومه (ایران) منصوری دانشجوی علوم کامپیوتر دانشگاه امیرکبیربه حکم سنگین و غیر انسانی ۱۰ سال زندان و تبعید به زندان قزل حصار میدهد .

خانم معصومه منصوری ۲۴ ساله ، دانشجوی علوم کامپیوتر ورودی سال ۱۳۸۳ دانشگاه امیر کبیر ، روز سه شنبه ۱۹ خرداد ماه به حکم سنگین و غیر انسانی ۱۰ سال زندان و تبعید به زندان قزل حصار محکوم شد. این حکم توسط صلواتی رئیس شعبۀ ۱۵ دادگاه انقلاب علیه این دانشجو صادر شده است.
صلواتی کفیل خانم منصوری آقای حمید ممی زاده وحید ۶۰ ساله را احضار نمود و او را تهدید کرد که در صورت
تحویل ندادن خانم منصوری او را بازداشت خواهند کرد.
فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ادامه می افزاید ، خانم منصوری ۳ آبان ۱۳۸۶ هنگامی که پیگیر وضعیت حقوقی پدرش در دادگاه انقلاب بود دستگیر و به سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ زندان منتقل شد.
————————————————————————————————-
۲۱خرداد :جعفر ابراهیمی عضو کانون صنفی معلمان بازداشت شد
خبرنامه امیرکبیر: جعفرابراهیمی لیسانس ریاضی و فوق لیسانس جامعه شناسی دبیرجامعه شناسی هنرستان های شهریار و عضوکانون صنفی معلمان ایران (تهران) صبح دیروز۲۰خرداد، پس ازتفتیش منزل مسکونی توسط افرادی ناشناس بازداشت شد.
نیروهای امنیتی همچنین برخی وسایل منزل و وسای شخصی وی از جمله کتاب و سی دی وکامپیوتر وی را نیز با خود بردند. از محل بازداشت آقای ابراهیمی اطلاع درستی در دست نیست.
———————————————————————————————-
۲۰خرداد: پیام سیمین بهبهانی در رابطه با انتخابات
نتوانستم خود را به انتخاب یکی از این چهار تن راضی کنم!
هموطنان گرامی و دوستان عزیز که از هر جای جهان گرد هم آمده‌اید تا درباره‌ی سرنوشت کشور خود همراهی و هم‌اندیشی کنید.
می‌خواستم که در حضور شما باشم و دیده به دیدارتان روشن کنم. بیماری امانم نداد. می خواستم به پای تو تقدیم جان کنم بختم چنین نه خواست که کاری چنان کنم پس به نوشتن کلامی بس می کنم. کشور ما اکنون بر سر چهارراه سرنوشت ایستاده است. ”انتخابات” را میگویم. با چهار نامزد از صافی گذشته‌اش! هرچه کردم که خود را به انتخاب یکی از این چهار تن راضی کنم، نشد!
میگویند کشور چهل میلیون شخصیت حایز شرایط شرکت در انتخابات را دارد. فرض کنیم که نیمی از این جمعیت خواهان شرکت هستند؛ آیا در میان آنان شمار قابل توجهی استاد و اندیشه‌ور و اقتصاددان و روشنفکر و سیاستمدار وجود نداشت که فقط چهار تن (آنهم از کسانی که امتحان خود را در ورطه‌ی اداره‌ی مملکت داده‌اند)، پس از گذشتن از ”صافی” به مردم معرفی شوند تا از میان آنان یکی را برگزینند؟
ملت ما اجازه‌ی تشکیل حزب و گروه و جمعیت ندارد. کانون نویسندگان ایران چهل‌ساله شد و هنوز مجوز رسمی نگرفته‌است!
در کشورهای دموکراتیک، نمایندگان یا روسای جمهور را احزاب، یعنی مردم تعیین می‌کنند و به میدان رقابت می‌فرستند. در کشور ما عکس این است. یک جمع کوچک صلاحیت آنان را تصویب میکند، آنگاه مردم مکلف می‌شوند که برای ایشان تبلیغ کنند! من یک صدای تنها هستم، در حد خانه‌یی که در آن سکونت دارم. اما اختیار تفکر و تشخیص خودرا در دست دارم. با همین صدای تنها میگویم که این گونه انتخاب را درست نمیدانم و به هیچ یک از نامزدها رای نمی‌دهم.
به رای هر فرد یا گروه احترام می‌گذارم. ضمنا یادآور می‌شوم که این بخت را نداشته‌ام که به هیچ حزب یا گروهی وابسته باشم، اما برای آنانکه به درستی در گروهی یا حزبی همکاری می‌کنند آرزوی توفیق دارم.
همچنین برای کسانی که با اعتماد راستین در انتخابات اخیر ایران شرکت میکنند آرزوی خیر و صلاح می‌کنم.
برای کشورم ایران، آرزوی آزادی و سربلندی و آرامش و نیکبختی دارم.
جهان را از آفت جنگ و ترور و ظلم و شقاوت به‌دور می‌خواهم.
کلام ” تاگور” شاعر و فیلسوف هند را به یاد می‌آورم که گفت: ”به امید روزی که آفتاب صلح و تمدن، چون نخل زرینی از فراز بلندی‌های مشرق‌زمین بر دمد”.
———————————————————————————————-
۲۱خرداد:علی اشرف درویشیان: هیچ مصاحبه ای با هیچ رسانه ای در باره انتخابات نداشته ام
علی اشرف درویشان نویسنده و عضو کانون نویسندگان ایران با انتشار اطلاعیه ای هر گونه حمایت از کاندیدایی خاص در انتخابات ریاست جمهوری را تکذیب کرد. متن اطلاعیه وی به شرح زیر است:
“به اطلاع عموم میرسانم که اینجانب على اشرف درویشیان در زمینه انتخابات و حمایت از کاندیداها هیچ گونه مصاحبه یى با نشریات نداشته ام. بنابراین درج نام این جانب در هر نشریه یى بدون اطلاع و موافقت من صورت گرفته و خلاف صداقت سیاسى و انسانى است.
على اشرف درویشیان” ۲۰ خرداد ۱۳۸۸
———————————————————————————————————
نامه سرگشاده نوجوان محکوم به اعدام
نامه سرگشاده ابراهیم گودرزوند چگینی / نوجوان محکوم به اعدام
این جانب ابراهیم گودرزوند چگینی فرزند منصور به جرم قتل الان ۷ سال است که در زندان هستم . در سن ۱۶ سالگی با رفیقم شوخی کردم و یکدفعه چاقو به سینه اش خورد.
اسم رفیقم ولی الله پیرمردوند چگینی بود که با هم ۱۲ سال همسایه بودیم. همیشه من خانه شان بودم و بعضی از روزها که با هم به ماهیگیری می رفتیم ماهی ها را به مادرش می دادیم و مادرش هم از درخت حیاط‌‌ شان به من انگور می داد. مادرش من را خیلی دوست داشت. ما هر روز با هم به مدرسه می رفتیم و همیشه با هم در کوچه بازی می کردیم. تا اینکه آن روز ولی الله را دیدم که با یک نفر دعوا می کند. من رفتم که آنها را از هم جدا کنم و این ماجرا پیش آمد که من به او گفتم دعوا نکن بیا به خانه برویم ولی او گفت نمی آیم مگر تو چه کار هستی؟ گفتم: من دوست تو هستم اگر نیایی با چاقو می زنم که البته به شوخی گفتم. و او گفت: نمی توانی بزنی و من هم به شوخی چاقو را زدم که متاسفانه فوت کرد.
من الآن خیلی پشیمانم. به خاطر بچگی اشتباه کردم و یکی از دوستان خوبم را از دست دادم و حتی الآن که در زندان هستم با کسی رفاقت نکردم چون همیشه به یاد او بودم.
از اولیای دم خواهش می کنم به خاطر رضای خدا و به خاطر مادر و پدر پیری که دارم من را ببخشند. چون پدرم یک کارگر ساده است و من باید الآن نان آور خانه باشم اما در <زندان هستم امیدوارم که آنها من را ببخشند و قول می دهم وقتی که از زندان آزاد شدم برای پدر و مادر ولی الله جبران کنم.چون من آنها را مانند پدر و مادر خودم می دانم همان طور که زمانی که بچه بودیم، مادر ولی الله سر من و ولی الله را روی پایش می گذاشت و نوازش می کرد و من برایش مانند پسرش بودم.
ابراهیم گودرزوند چگینی
بند خانه سلامت زندان رودبار
———————————————————————————————–

دیدگاه خود را بیان کنید.